چرا شما باید شکست بخورید
چهارشنبه, تیر ۲۴, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷“پیتر، لطفاً بعد از کلاس چند لحظه بمون.” این جمله را کالوین که مربی بدنسازی من در باشگاه است گفت.
و بعد من از کالوین پرسیدم “با من چهکار داری؟”
“در مورد کاری که انجام ندادی، میخوام باهات حرف بزنم”
“من چه کار نکردم”
“تو نباختی”
“تو برای اینکه من شکست نخوردم منو بعد از کلاس نگه میداری؟”
کالوین شروع کرد به تقلید کردن حالت وزنبرداری معمولی من با وزنههای خیلی سبک و گفت “با این شیوه به جایی نمیرسی. یک ماهیچه فقط زمانی رشد میکنه که تو تا سرحد ناتوانی ازش کار بکشی. تو باید از وزنههای سنگینتر استفاده کنی. تو باید شکست بخوری.”
کالوین مرا به یاد موضوعی انداخت.
هر وقت من از یک گروه از مدیران درخواست میکنم که پنج لحظه مهم را که باعث جهش آنها به جلو (جهش و نه فقط یک گام) شده است را نام ببرید، “شکست” حتماً در آن لیست قرار دارد. برای برخی این شکست از دست دادن یک کار بوده است. برای برخی وخیم شدن اوضاع یک پروژه بوده است. و برای دیگران هم این شکست در واقع شکست یک سیستم بزرگتر مثل رکود اقتصادی بوده که آنها را ملزم کرده است که کاری انجام دهند.
هنوز هم بسیاری از ما درپی آن هستیم که حتی از فلسفه شکست هم اجتناب کنیم.
با توجه به نظرات دکتر کارول دویک، استاد دانشگاه استانفورد، ما مشکلی در الگوهای ذهنیمان داریم. دویک برای پی بردن به عاملی که باعث میشود افراد بهجای غلبه بر مشکلات در برابر آنها تسلیم شوند تحقیقات بسیاری انجام داده است.
تحقیقات او به جوابی رسید که خیلی ساده است. همه اینها در ذهن شماست.
اگر شما اعتقاد داشته باشید که تواناییهای شما ذاتی یا ثابت است، در این صورت شما تلاش خواهید کرد که به هر قیمتی از شکست اجتناب کنید چون شکست تائیدکننده ضعفهای شماست. افرادی که الگوی ذهنی ثابتی دارند، دوست دارند که همواره مشکلات مشابهی را حل کنند. این کار حس آنها در مورد شایستگیهایشان را تقویت میکند.
کودکان دارای الگوی ذهنی ثابت بیش از آنکه علاقهمند به تکمیل یک پازل سخت باشند، دوست دارند که یک پازل ساده را دائماً تکرار کنند. دانشآموزان دارای زمینه ذهنی ثابت علاقهای به یادگیری زبانهای جدید ندارند. مدیران اجرایی دارای زمینه ذهنی ثابت اطرافشان را پر از افراد موافق با خودشان میکنند. آنها وقتی که کاری را درست انجام میدهند احساس زیرکی میکنند.
اگر شما اعتقاد داشته باشید که تواناییهای شما با پافشاری و تلاش رشد میکند، در این صورت شما به شکست بهعنوان فرصتی برای بهبود نگاه خواهید کرد. افراد دارای الگوی ذهنی مبتنی بر رشد زمانی احساس زیرکی میکنند که چیزی یاد میگیرند، و نه زمانیکه کاری را بیعیب انجام میدهند.
مایکل جوردن، بهترین بازیکن بسکتبال دنیا دارای الگوی ذهنی مبتنی بر رشد میباشد. بیشتر افراد موفق نیز اینگونه هستند. مایکل در دبیرستان از تیم بسکتبال کنار گذاشته شد، اما این موضوع او ناراحت نکرد: “من بیش از ۹۰۰۰ پرتاب را در طول عمرم از دست دادهام، من تقریباً در ۳۰۰ بازی باختهام. ۲۶ مرتبه برای پرتاب حساس بازی به من اعتماد شده است و من آن را از دست دادهام. من چندین و چند بار در زندگیام شکست خوردهام. و به همین دلیل است که موفق شدهام”.
اگر شما دارای الگوی ذهنی مبتنی بر رشد باشید، در این صورت شکستهای شما بهبود خواهند یافت. اگر الگوی ذهنی شما ثابت باشد شاید هرگز شکست نخورید، ولی شما چیزی نخواهید آموخت و پیشرفت نمیکنید.
ما باید در تجارت کمی متفاوت با آنچه در مورد خودمان انجام میدهیم، عمل کنیم. در ریسکهای بالا و یا موقعیتهای ممتاز بهتر است در سطح قابلیتهای فعلی خود بمانید. ولی در موقعیتهای دارای ریسک کمتر و یا زمانیکه پیآمدهای شکست کمتر است، بهتر است با حداکثر توان خود پیش بروید. نکته مهم این است که بدانید کار کردن با حداکثر توان و شکست خوردن، روشی است که شما از طریق آن یاد میگیرید، رشد میکنید و موفق میشوید. این برای شما یک فرصت است.
خبرهای خوبی در این مورد وجود دارد: شما میتوانید موفقیت خود را با تغییر الگوی ذهنی خود تغییر دهید. زمانیکه دویک به کودکان آموزش داد که خودشان را به عنوان موجودی ببینند که قادر به رشد هوش خود هستند، آنها سختتر و مصرانهتر کارکردند، و موفقیت بیشتری در حل مسائل ریاضی که قبلاً بدون جواب رها کرده بودند بدست آوردند.
یک الگوی ذهنی مبتنی بر رشد راز حداکثر کردن استعداد نهفته در ما است. آیا میخواهید کارکنانتان پیشرفت کنند؟ به آنها کارهایی بدهید که فراتر از توانایی آنها است. آیا آنها فکر میکنند که نمیتوانند این کارها را انجام دهند؟ به آنها بگوئید که از آنها انتظار دارید برای مدت کمی روی آن کار کنند و با آن بجنگند. این کار بیش از کارهایی روزمره زمان میبرد. همانطورکه انتظار دارید آنها اشتباهاتی در حین انجام آن خواهند داشت. اما شما میدانید که آنها میتوانند این کارها را انجام دهند.
در مورد افزایش عملکرد خودتان موضوع به چه شکل است؟ هدفهایی را برای خودتان در نظر بگیرید که احتمال دستیابی شما به آنها بین ۵۰ تا ۷۰ درصد است. با توجه به نظرات دیوید مککلند، روانشناس و محقق هاروارد، این یک نقطه ایدهآل برای افراد بلند پرواز میباشد. سپس، زمانیکه شما در نیمی از تکرارهایتان شکست خوردید متوجه خواهید شد که چهکاری را باید به شکل دیگری انجام دهید و دوباره سعی کنید. این یک تمرین است؛ و با توجه به تحقیقات اخیر، ۱۰۰۰۰ساعت از این نوع تمرین شما را در هر حوزهای کارشناس خواهد کرد و اهمیتی هم ندارد که شما از کجا شروع کردهاید.
جلسه بعدی که من با کالوین تمرین داشتم، وزنهام را دوبرابر کردم. بله، درسته. متاسفانه، این کار باعث شد که عضلات آرنجم درد بگیرند که الان هم دارم با استراحت و یخ ازش مراقبت میکنم. گاهی حتی زمانیکه شما تلاش میکنید شکست بخورید هم ممکن است ببازید.
تویسنده: پیتر برگمن
مترجم: مصطفی احمدی
منبع (متن اصلی): Harvard Business Publishing







elham گفته است :
تیر ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ب.ظ
سلام
جالب بود
مرتضی گفته است :
تیر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ب.ظ
سلام
احسنت به ترجمه و موضوع آن
البته باید عرض کنم که تا حدودی با این مطالب آشنا بودم ولی مطالب شما بسیار کامل و گویای بسیاری از مسایل در این مورد بود
از راهنمایی شما بسیار بهره بردم